معیارهای ارزیابی نرم افزارهای BPMS که در لیست گارتنر قرار گرفته‌اند

معیارهای ارزیابی نرم افزارهای BPMS iBPMS

معیارهای ورود و خروج به این 4گوش جادویی

نرم افزارهای BPMS یا iBPMS برای ورود به این لیست باید ویژگی‌های خاصی را ارائه کنند که به باور تحلیلگران برای قرار گرفتن در این چهارگوش جادویی ضروری است. فروشندگان نرم افزارهای BPMS برای قرار گرفتن در این لیست، باید معیارهای زیر را رعایت می کردند:

  • ارائه دهنده سیستم مدیریت فرایندهای کسب و کار هوشمند، نرم افزار iBPMS خود را پیشنهاد می‎دهد. این نرم افزار باید قابلیت های مهم یک iBPMS را فراهم ‎کرده و به طور منظم با سایر فروشندگان iBPMS رقابت کرده باشد. فروشنده محصولی دارد که برای پشتیبانی از بهبود و تحول عملیات کسب و کار از آن استفاده و این محصول به عنوان نرم افزار و یا bpmPaaS به بازار عرضه شده باشد.
  • ارائه دهنده تمرکز خود را روی iBPMS اثبات نموده است و پیشنهادهای iBPMS به طور کلی در دسترس بوده و حداقل 12 ماه قبل از شروع ارزیابی ما از محصول به طور فعالانه به بازار عرضه شده است. تاریخ در دسترس بودن عمومی (‎GA) برای نسخه ارزیابی شده باید قبل از 31 مه 2018 می بود.
  • ارائه دهنده حداقل 20 مشتری دست به نقد برای نسخه خاص پیشنهاد/ محصول ارزیابی شده دارد. این مشتریان باید از شرکت‎هایی کاملا متفاوت باشند. همه مشتریان باید در مورد استقرار محصول بر اساس نسخه ای که تا 31 مه 2018 ارزیابی شده است، توجیه شده باشند.
  • ارائه دهنده باید درآمدی بیش از 15 میلیون دلار داشته باشد (درآمدهای حاصل از مجوز نرم افزار، آبونمان و درآمد سرویس های پشتيباني از نرم افزار) كه به طور خاص به پلتفرم iBPMS مربوط مي‎شوند (چارچوب‎ها و قالب های اضافی برای راه حل، مشاوره، برون سپاری و خدمات مدیریت شده شامل این قضیه نمی‎شوند).
  • ارائه دهنده محصول در حداقل دو منطقه از چهار ناحیه جغرافیایی زیر به طور گسترده مستقر باشد:

آمریکای شمالی، EMEA، آمریکای لاتین / آمریکای مرکزی و آسیا / اقیانوسیه. ارائه دهنده در حال حاضر تعدادی مشتری در هر یک از این نواحی جغرافیایی داشته باشد (هرچند که ممکن است دفتر ارائه دهنده در جای دیگری باشد).

  • ارائه دهنده، محصولات خود را به جای تمرکز بر متخصص بودن فقط در چند صنعت، با توجه به صنایع مختلف به بازار عرضه می‎کند. در حالی که پلتفرم نباید تخصصی باشد، راه حل های خاص یک صنعت و یا راه حل های چند صنعتی که به عنوان گزینه های اضافه‎تر توسط ارائه دهنده پیشنهاد شده، به عنوان بخشی از ارزیابی در نظر گرفته خواهد شد.
  • محصول باید به صورت یک سرویس ابری عمومی، پیشنهاد ابر خصوصی و نرم افزار مستقر در محل (on-premise) در دسترس باشد.
  • راه حل باید از طریق دستگاه‌های تلفن همراه قابل دسترس باشد و تجربه رابط کاربری خوبی در این دستگاه‌ها برای کاربر فراهم آورد (آگاهی از حضور، موقعیت جغرافیایی و حسگرهای دیگر).
  • پلتفرم ارائه دهنده برای پیاده سازی هر چهار سناریوی مربوط به بهره گیری از نرم افزارهای BPMS قابل استفاده است:
  • بهینه سازی کسب و کار دیجیتال
  • تحول کسب و کار دیجیتال
  • سلف سرویس کردن هوشمندانه اتوماسیون فرآیندهای کسب و کار
  • مدیریت موردی سازگار

نام بردن از اسامی ‎قابل احترام

فروشندگان زیر به دلیل برآورده نکردن یک یا چند معیار ورود به لیست، در این تحقیق وارد نشده اند. با این حال برای موقعیت‎های خاص مناسب هستند و بعضی اوقات در برابر فروشندگان تحت پوشش این چهارگوش جادویی به رقابت می‎پردازند:

  • CANEA
  • DST Systems
  • Isis Papyrus Software
  • Nintex
  • OpenText
  • PMG
  • Salesforce
  • ServiceNow

معیارهای ارزیابی

امکان اجرا

تحلیلگران گارتنر فروشندگان را بر اساس کیفیت و کارآیی فرآیندها، سیستم ها، روش ها یا رویه هایی که عملکرد رقابتی، کارآمد و مؤثر را ممکن می‎کنند، ارزیابی می‎نمایند.

محصول یا خدمات: این معیار شامل کالاها و خدمات اصلی است که در بازارِ تعریف شده در حال رقابتند و یا خدمات ارائه می‎کنند؛ مواردی از قبیل مهارت ها، قابلیت ها، کیفیت و مجموعه ویژگی های محصولات و خدمات فعلی. این موارد را می‎توان همانطور که در تعریف بازار عنوان شده و به تفصیل در معیارهای فرعی زیر تعریف شده، به صورت اختصاصی یا از طریق توافق نامه‎ها و مشارکت های OEM ارائه داد.

معیارهای فرعی:

یکiBPMS  باید بتواند توسعه دهندگان بومی ‎و کارکنان مشاغل را قادر سازد که فرآیندهای دائمی ‎را هدایت نموده و یا فرآیندهای موقت را تغییر دهند. iBPMS باید راه را جهت اجرای کل چرخه عمر فرآیند برای توسعه دهنده بومی ‎به عنوان یک شریک هموار نماید.

این امر تأکیدی است بر ارائه بینش در زمان اجرا و به صورت فوری، که از بهبود فرآیند پشتیبانی می‎کند.

یک iBPMS با داشتن قابلیت های هوشمندانه بالاتر در هر چهار بعد از چارچوب ضریب هوشی فرآیند کسب و کار گارتنر، از سایر ابزارهای توسعه فرآیند محور و با بهره وری بالا متمایز می‎شود. این چهار بعد عبارتند از: به موقع بودن داده ها، دانه دانه بودن محتوا، قدرت پیش بینی و کاربردی بودن. پیشنهادات بسیار پیشرفته iBPMS همچنین ممکن است قابلیتهای هوشمندانه بالاتری در چهار بعد دیگر از چارچوب ضریب هوشی فرآیند کسب و کار گارتنر ارائه کند:

  • فروشندگان از هر دو حالت استقرار در محل و استقرار در فضای ابری پشتیبانی می‎کنند که قابلیت انتقال بین آنها نیز وجود دارد.فروشندگان قویتر امکان اجرای بار کاری هیبریدی بین دو فضا را نیز ایجاد می‎نمایند.
  • فروشندگان قویتر امکان بهره مندی از قابلیت های فضای ابری بومی ‎را نیز به وجود می‎آورند.
  • فروشندگان قویتر هم قابلیتهای مدیریت تحول دیجیتال با رویکرد از بالا به پایین و هم قابلیت هاییبرای متناسب نمودن روشهای نوظهور ارائه ارزش از پایین به بالا پیشنهاد می‎کنند.
  • فروشندگان قویتر اکوسیستم وسیعی از خدمات ارائه می‎دهند که می‎تواند به عنوان یک اهرم برایاقدامات اولیه موردنیاز برای تحول فرآیند کسب و کار عمل نماید (هم از طریق مشارکت ها و هم از طریق ابزاری با بهره وری بالا که موجب اتصال آسان به یک اکوسیستم می‎شود).

قابلیت اطمینان کلی:

قابلیت اطمینان شامل ارزیابی سلامت مالی کلی سازمان و همچنین موفقیت مالی و عملی واحد کسب و کار است. این احتمال اینکه سازمان همچنان به ارائه و سرمایه گذاری در محصول ارزیابی شده ادامه دهد و موقعیت محصول در سبد محصولات فعلی را بهبود دهد افزایش می دهد.

معیارهای فرعی:

  • مقدار درآمد نرم افزار BPMS
  • رشد درآمدی نرم افزار BPMS
  • تعداد مشتریان نرم افزار BPMS
  • رشد مشتریان نرم افزار BPMS
  • مقدار سودآوری
  • قدرت اکوسیستم همکاری (راه حل ها، خدمات ابری یا ادغام سیستم)

اجرای فروش / قیمت گذاری:

این معیار قابلیت های سازمان را در کلیه فعالیت های پیش از فروش و ساختاری که از آنها پشتیبانی می‎کند مورد آزمایش قرار می‎دهد. این بررسی شامل مدیریت معاملات، قیمت گذاری و مذاکره، پشتیبانی از فعالیت های پیش از فروش و اثربخشی کلی کانال فروش است.

معیارهای فرعی:

  • تراز استراتژی فروش با مشتریان مورد هدف
  • مقدار درآمد نرم افزار BPMS
  • رشد درآمدی نرم افزار BPMS
  • تعداد مشتریان  BPMS
  • رشد مشتریان BPMS
  • نرخ جذب مشتری
  • مرجع بازخورد مشتری در مورد فرآیند فروش و سنجش قیمت محصول و ارزش آن در نزد مشتری
  • میزان موفقیت اجرای استراتژی های قبلی فروش

سابقه در بازار/ پاسخگویی به بازار:

این معیار توانایی فروشنده را برای پاسخگویی، تغییر جهت، انعطاف پذیری و دستیابی به موفقیت رقابتی هنگام ایجاد فرصت ها، مواجهه با اقدامات رقبا، تحول نیازهای مشتری و تغییرات پویای بازار مورد بررسی قرار می‎دهد. این معیار همچنین سابقه فروشنده را در زمینه پاسخگویی به تغییر تقاضای بازار در نظر می‎گیرد.

معیارهای فرعی:

  • معرفی قابلیت هایی که سطوح بالاتری از هوش فرآیند را معرفی می‎کنند.
  • مناسب بودن ابزار هم برای تحلیلگران و هم برای برنامه نویسان و توسعه دهندگان حرفه ای
  • پذیرش قابلیت های فضای ابری داخلی سازمان.

اجرای بازاریابی:

این معیار میزان وضوح، کیفیت، خلاقیت و اثربخشی برنامه های بازاریابی طراحی شده برای ارائه پیام سازمان، به منظور تأثیرگذاری بر بازار، تبلیغ برند، افزایش آگاهی از محصولات و ایجاد هویت مثبت در ذهن مشتریان، مورد بررسی قرار می‎دهد. این تاثیرگذاری ذهنی می‎تواند با ترکیبی از تبلیغات، آگهی ها، رهبری فکری، رسانه های اجتماعی، توصیه نامه‎ها و فعالیت های فروش هدایت نمود.

معیارهای فرعی:

  • مناسب بودن و متمایز بودن پیام بازاریابی.
  • فروشندگان قویتر استفاده از انواع کانال‎های بازاریابی را چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم مدنظر قرار می‌دهند.
  • فروشندگان قویتر اغلب برای معاملات در بازار رقابت می‎کنند.

تجربه مشتری:

این معیار، محصولات، خدمات یا برنامه ها را مورد ارزیابی قرار میدهد تا اطمینان حاصل شود که مشتریان قادر به تحقق نتایج پیش بینی شده در مورد محصولات هستند یا خیر. به طور خاص، این معیار شامل تعامل کیفی با تأمین کننده و خریدار، پشتیبانی فنی یا پشتیبانی از حساب است. این امر همچنین ممکن است شامل ابزارهای جانبی، برنامه های پشتیبانی از مشتری، در دسترس بودن گروه‎های کاربری، توافق نامه سطح خدمات و مواردی از این دست باشد.

معیارهای فرعی:

  • فروشندگان قویتر به طور ویژه به پشتیبانی از هوش و نوآوری در فرآیندهای کسب و کار تمرکز می‎کنند، و نه صرفا اتوماسیون (iBPMS باید از طیف گسترده‌ای از الگوهای فرآیندی / کار پشتیبانی نماید). قابل مشاهده بودن تأثیر فعالیت‎ها، تعاملها و حتی تغییرات بیرونی بر یک فرآیند کسب و کار بسیار مهم است؛ چرا که در این صورت توانایی تغییر سریع فرآیند وجود دارد.
  • فروشندگان قویتر با داشتن رابط‌های قوی در زمینه پشتیبانی از بهبود فرایندهای سازمان ها و پشتیبانی فنی خوب، میزان موفقیت محصولات و خدماتی که ارائه می دهند را تضمین می کنند. از جمله شیوه هایی که مشتریان از طریق آن پشتیبانی فنی، پشتیبانی از حساب و پشتیبانی از بهبودهای فرآیند را دریافت می‎کنند. ما این معیار را از طریق مصاحبه کمی ‎و کیفی با مشتریان مرجع ارائه شده توسط فروشنده و همچنین دریافت بازخورد از مشتریان گارتنر ارزیابی می‎کنیم.
  • فروشندگان قویتر میزان رضایت مشتری بالاتری خواهند داشت. مشتریان آنها استفاده از خدمات و محصولات فروشنده را توصیه خواهند کرد.

عملیات:

این معیار توانایی سازمان را در تحقق اهداف و تعهدات خود در نظر می‎گیرد. فاکتورهای آن شامل کیفیت ساختار سازمانی، مهارت ها، تجربیات، برنامه‎ها، سیستم ها و دیگر ابزارهای ارتباطی‎ای هستند که سازمان را قادر می‎سازد به طور مؤثر و کارآمد فعالیت نماید.

معیارهای فرعی:

  • فروشندگان قویتر از یک ساختار سازمانی بالغ برخوردارند و از پرسنل اختصاصی برای فروش، بازاریابی، توسعه محصول و غیره استفاده می کنند.
  • فروشندگان قویتر می‎توانند بستر مناسب تری برای پاسخگویی به تقاضا و نیازهای مشتری فراهم آورند.
  • فروشندگان قویتر امکان صدور مجوز در محل برای شرکا و برنامه نویسان اپلیکیشن در دست دارند.
  • فروشندگان قویتر توانایی ایجاد تعادل میان رشد و نوآوری را به طور پایدار و ماندگار به نمایش می‎گذارند.
معیار ارزیابی وزن دهی
محصول یا خدمات بالا
ماندگاری کلی متوسط
اجرای فروش / قیمت گذاری بالا
سابقه در بازار / پاسخگویی به بازار متوسط
اجرای بازاریابی متوسط
تجربه مشتری بالا
عملیات متوسط

جدول 1: توانایی اجرای معیارهای ارزیابی

منبع: گارتنر (ژانویه 2019)

کامل بودن دید

تحلیلگران گارتنر فروشندگان را در مورد توانایی‌شان برای بیان دقیق اظهارات منطقی ارزیابی می‎کنند. این امر شامل جهت فعلی و آینده بازار، نوآوری، نیازهای مشتری و نیروهای قابل رقابت است و همچنین اینکه آنها چقدر خوب می‎توانند چشم انداز گارتنر از بازار را ترسیم ‎نمایند.

درک بازار:

این معیار توانایی فروشنده را در درک نیازهای مشتری بررسی نموده و مورد توجه قرار میگیرد که آیا آن فروشنده می‌تواند از این شناخت ها برای توسعه محصولات و خدماتش به خوبی استفاده نماید. فروشندگانی که دید روشنی از بازارشان نشان می‎دهند به خواسته‎های مشتری گوش داده و آن را درک می‎کنند. آنها حتی می‎توانند با دیدگاهی که خود گسترش داده اند، تغییرات بازار را شکل داده و یا تقویت کنند.

معیارهای فرعی:

  • فروشندگان باید درک درست خود را از چگونگی مشارکت توسعه دهندگان بومی، تحلیلگران و کاربران کسب و کار در عملیات هوشمندسازی کسب و کار به اثبات برسانند.
  • فروشندگانی که بالاترین درجه چشم انداز را نشان می‎دهند خواسته ها و نیازهای خریداران را گوش داده و می‎فهمند و می‎توانند با دیدی که خود گسترش می‎دهند این خواسته ها را شکل داده و یا تقویت نمایند.
  • فروشندگان باید درک درستی از موارد مختلف استفاده (یوزکیس ها) نشان دهند و اینکه چگونه فن آوری های هوشمند BPM به بهترین وجه مورد استفاده قرار می‎گیرند و می‎توانند قابلیت های تبدیل و بهبود پایدار را در فرآیندهای کسب و کار ایجاد نمایند.

استراتژی بازاریابی:

این معیار شامل پیام های واضح و متفاوتی است که به طور مداوم در داخل ارائه شده و از طریق رسانه های اجتماعی، تبلیغات، برنامه های مشتری و اظهارات موقعیت یابی در بازار، ظهور خارجی پیدا می‎کنند.

معیارهای فرعی:

  • فروشندگان باید بیان کنند که چگونه فرآیندهای کسب و کار هوشمند نه تنها می‎توانند برای بهینه سازی عملیات فعلی کسب و کار استفاده شوند، بلکه می‎توانند با ارائه تجربیات دیجیتال شخصی و خودکارسازی شده، برای گشودن فرصت های ارزشمند جدید مورد استفاده قرار بگیرند.
  • فروشندگان برای به دست آوردن آگاهی باید از انواع استراتژی های بازاریابی استفاده نموده و تلاش خود را نشان دهند.
  • فروشندگان ممکن است محصولات خود را به صورت مستقیم و غیر مستقیم و از طریق شرکا به بازار عرضه نمایند. فروشندگان قویتر از ترکیبی از استراتژی های بازاریابی مستقیم و غیرمستقیم استفاده می‎نمایند.
  • استراتژی بازاریابی فعلی فروشنده و پیامها و رویکردهای آینده نگرانه آن.

استراتژی فروش:

این معیار بررسی می‎کند که آیا فروشنده استراتژی صحیحی برای فروش دارد و آیا از شبکه‎های ارتباطی مناسب استفاده می‎نماید یا خیر. این معیار شامل مواردی از این قبیل است (اما محدود به این موارد نیست): فروش مستقیم و غیرمستقیم، بازاریابی، خدمات و ارتباطات، و همچنین شرکایی که دامنه و عمق دسترسی به بازار، تخصص، فناوری ها، خدمات و پایگاه مشتریان را گسترش می‎دهند.

معیارهای فرعی:

  • فروشندگان ممکن است محصول خود را به طور مستقیم و غیر مستقیم و یا از طریق شرکا به مشتریان بفروشند. فروشندگان قویتر از ترکیبی از استراتژی های بازاریابی مستقیم و غیرمستقیم استفاده خواهند کرد.
  • فروشندگان ممکن است از استراتژیهای مختلف فروش (مانند هدفگیری کاربر هدف، تمرکز جغرافیایی، تمرکز صنعتی) استفاده کنند. فروشندگان قویتر برای انواع مشتریانی که آنها را هدف قرار می‎دهند از ترکیبی از استراتژی های فروش مناسب استفاده می‎نمایند.
  • استراتژی فروش فعلی فروشنده و رویکردها و پیامهای آینده نگرانه آن.

*این گزارش در حال تکمیل شدن است*

بیزاجی زیر ذره‌بینمقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *